ممکنه تا حالا اصطلاح  PTSD به گوشتون رسیده باشه٬ شایدم فکر کنید یه جور سخت افزاره، مثل میکرو اس دی. اما واقعیت اینه که ما به اختلال اضطرابی بعد حادثه میگیم PTSD. البته نظر شما هم محترمه!

 یعنی اگه یه حادثه شدید و ناگهانی برای فردی اتفاق بیافته ممکنه در آینده وقتی این فرد در شرایط مشابهی قرار بگیره٬ خاطره ی اون حادثه ی بد یادش بیاد و بشدت دچار علایم اضطرابی بشه. البته نوع و شدت حادثه برای افراد مختلف فرق میکنه. طرف ممکنه یکی از اعضای خانواده خودشو جلوی چشمش از دست بده و اتفاقی براش نیافته اما یکی دیگه با مرگ گربه ی ملوسش دچار علائم PTSD بشه و سروکارش به ما بیافته.

تاحالا با موارد گوناگونی از این اختلال مواجه شدم. بخصوص آدمایی که تصادف های شدیدی رو تجربه کردن. اما مورد داشتیم که دخترخانم وقتی شوهرش با کارد میوه خوری انگشت دست اونو برید دچار علایم این اختلال شد. یعنی شبها با این کابوس ک یکی با کارد میوه خوری تعقیبش میکرد از خواب میپرید. خسارتی که بابت جراحت دستش تعیین کردیم به نیم درصد هم نرسید اما بابت اختلال اضطرابی پنج درصد بهش دادیم تا درس عبرتی بشه برای بقیه ی شوهرای مردم. خدا ازمون بگذره.

این یعنی نوع حادثه برای پیش بینی اینکه طرف در آینده دچار PTSD میشه یا نه کافی نیست بلکه تعبیر و تصویری که فرد از اون واقعه در ذهن خودش ترسیم میکنه اینجا نقش مهمتری داره. یه مثال جالبی که میزنن مربوط به زن و شوهری است که سالها قبل اولین فرزند خودشونو بعلت زایمان زودرس از دست دادن. جنین پسر بود و هیچکدوم از والدین ابراز تاسف عمیقی نکرد و زیاد ناراحت نشد. چون حالا جا واسه ی کار زیاد بود.

اونا در طی این سالها صاحب شش فرزند شدن که همگی دختر بودن. یعنی هربار به نیت پسردار شدن باردار میشد اما به هدف نمیرسیدن. تا اینکه زن به سنی رسید که دیگه بچه دار نمیشد. حالا اما بعد از سی سال بابت اون حادثه ی سقط که در زمان خودش استرسور عمده ای محسوب نمیشد زن و شوهر هردو دچار علایم PTSD شدن. یعنی فکر اون حادثه دایم به ذهنشون میاد و دچار اضطراب شدید میشن. عجیبه مگه نه؟

 اما چیزی که باعث شده این اختلال در مملکت ما اهمیت ویژه ای داشته باشه ارتباط اون با جنگ و تبعات ناشی از جنگ هست. مشاهده ی صحنه های به غایت خشن در جبهه های جنگ باندازه ی کافی قابلیت برای تبدیل شدن به PTSD رو دارن. چیزی هم که به عنوان جانباز اعصاب و روان در جامعه ی ما شناخته شده گاهی اوقات این نوع از اختلالات رو شامل میشه. اما راستشو بخواهید اساتید ما اعتقاد دارن که بیماران PTSD واقعی ناشی از جنگ دیگه وجود ندارن و همه ی اونا تا حالا شهید شدن. یه تعداد از اینایی هم که الان این عنوان رو یدک میکشن در واقع واجد یکسری اختلالات خلقی هستن که الزامن ارتباطی با جبهه و جنگ نداره. اما مشکل اینجاست که بعضی از این دوستان زیر بار نمیرن و حسابی ما رو به چالش میکشن.

خب ما هم روشهای برای رو کردن دست این افراد داریم. ناسلامتی یه دورانی پزشک قانونی بودیم. به عنوان مثال یکی از مشخصه های سه گانه PTSD اجتناب از موقعیتی استکه حادثه در اون اتفاق افتاده. مثلن اگه حادثه ترافیکی بوده فرد از سوار شدن داخل خودرو اجتناب میکنه. یا اگه با کارد میوه خوری آسیب دیده٬ ترجیح میده میوه ها رو پوست نکنده بخوره! و اگر در اثر جنگ ایجاد شده باشه٬ طرف با فکر برگشتن به جبهه و جنگ دچار وحشت میشه. اینه که ما در راستای یک اقدام مذبوحانه ازشون میپرسیم که آیا اگه دوباره جنگ بشه شما به جبهه میری؟ جای شما خالی که باشین و جوابهای پرشور اونا رو بشنوین. اینکه با هیجان زایدالوصفی قصد دارن به جبهه برگردن و خاک ممالک کفر رو به توبره بکشن. ما هم ضمن اینکه تشویقشون میکنیم و بهشون خداقوت میگیم، در همون حال مشغول نوشتن نامه به بنیاد هستیم تا یه جورایی از هستی ساقط بشن. آدمهای خبیثی هستیم مگه نه؟

البته فکر میکنم بندگان خدا رو سر بد دوراهی قرار میدیم. چون اگه هم جواب بدن که عمرن دیگه به جبهه برنمیگردن، فکر کنم دوستان بنیاد از خجالتشون جور دیگه ای درمیان و چیزهایی که تا حالا دادن رو پس میگیرن!

گفتم بعید به نظر میرسه که درحال حاظر بیمار PTSD ناشی از جنگ تحمیلی داشته باشیم. شاید به همین خاطر بود که بنیاد جانبازان یا هر نهادی که بانی امر خیر دادن درصد جانبازی به این عزیزان هست اخیرن دست به خانه تکانی زده و بعضی از درصدهای سابق رو کم کرده یا حتا حذف کرده. این یعنی خیلی از افراد از مزایایی که تا حالا ازش بهره مند بودن محروم شدن. اما اصلن نگران نباشید، چون در مملکت ما هر قانونی که وضع میشه بلافاصله روشهای دور زدن اون هم در متن قانون پیش بینی شده و در قالب تبصره و ماده و روح قانون و اینا به ته قانون سنجاق میشه.

اینجا هم بزرگان بنیاد شرط گذاشتن که اگر این عزیزان حداقل دو هفته سابقه ی بستری در بخشهای اعصاب و روان داشته باشن، درصدهای کسر شده دوباره مسترد میشه. خب حالا خودتون میتونید حدس بزنید که الان چه بلایی داره سرمون میاد. یعنی هفته ای نیست که تعدادی از این عزیزان شیشه ی یه جاهایی رو پایین نیارن و کت بسته شرفیاب حضور ما نشن. ما هم طبق قوانین مجبوریم بیماران پرخاشگر رو بستری کنیم اگرچه میدونیم پرخاشگری اینا بابت چیه. اما بازم نگران نباشید اجازه نمیدیم این دوستان  بیشتر از یک هفته مهمان ما باشن و درنهایت گواهی به دستشون میدیم که باهاش حتا یه سبد بدون کالا هم نمیدن!

البته بعد آگاهی از مضمون نامه دوباره برای عرض تشکر به سراغ ما میان و دنبال شیشه میگردن، اما همینکه چشمشون به پهن پیکرهای گارد ما میافته ترجیح میدن گزینه های دیگه ی روی میز رو اونم جای دیگه امتحان کنن.

 اخیرن دیدم یه تعدادی از این افراد که من اونا رو بستری نکردم و حتا اونا رو نمیشناختم برای اخذ توضیح به سراغ من میان و دست به یقه میشن. پیگیری کردم و فهمیدم که این همکاران گرامی بنده که ظاهرن از خودم خبیثتر تشریف دارن٬ به این بهانه که طرف قبلن پزشک قانونی بوده و از قوانین شما سر درمیاره اونا رو به سمت من میفرستن و از سر خودشون وا میکنن. به کدامین گناه آخه!

میگن طرف مسیحی بوده فوت میکنه اونو با کت و شلوار و کراوات توی قبرستون مسلمونا دفن میکنن. بعد یه مدت پسرش اونو توی خواب میبینه. پدره شاکی میشه که زودتر منو از اینجا ببرین جای دیگه٬ اینا هرجا هر کاری دارن منو میفرستن میگن تو برو که لباس تنت هست ما همه لختیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 16:29  توسط آرش |  73 نظر

حتمن الان برای شما سئواله که علت تاخیر سه ماهه ی اینجانب چیه. خب حق دارین بپرسین٬ بالاخره اینجا متعلق به خودتونه. اما واقعیت اینه که رزیدنتهای سال بالاتر ما در راستای یه اقدام مذبوحانه٬ از سه ماه پیش دست به ایجاد رعب و وحشت بین ما سال اولی ها زدن. نوعی امتحان هراسی بین ما رواج دادن که در طول عمر بی خاصیت ما سابقه نداشت. اینا رو بزارید در کنار تعداد زیاد کشیک های شبانه روزی و یکصدوچهل تخت فعال که نه تنها همشون پر هستن که تا یکماه بعد زنبیل گذاشتن روشون.

این بود که در این مدت یا داشتیم کشیک میدادیم یا درس میخوندیم و یا مشغول ارائه توضیح در خصوص گزارش هایی بودیم که بزرگ تا کوچیک بیمارستان واسه ما به مقامات بیمارستان می دادن. نمیدونم واقعن تعرفه ی هر گزارش چقدره ولی بنظر باید شغل پردرآمدی باشه که اینجور باهم مسابقه میزارن. گاهی اوقات واسه یه واقعه پیچوندن که ما اتخاذ میکردیم سه تا گزارش ارسال میشد که از جنبه های مختلف به قضیه نگاه میکرد و تحلیل های متفاوتی بدست میداد. هنوزم نمیفهمم ترک کشیک ما چه ارتباطی با تاسیساتی بیمارستان داره که خودشو قاطی میکنه و دست به قلم میشه! اونوقت الان چهارماهه ازش خواستیم جای آنتن تی وی رو عوض کنه که سایه توی تصویر نیافته انگار نه انگار!

اما نیمه ی پر لیوان این بود که امتحان رو با موفقیت پشت سرگذاشتیم و نه تنها حدنصاب نمره ی سال یک رو بدست آوردیم بلکه حدنصاب سال دو رو هم رد کردیم و بدتر از همه اینکه در آزمون ایستگاهی سال دویی ها رو هم پشت سر گذاشتیم. فک کنم یک کمی زیاده روی کردیم. چون الان همشون با ما دشمن شدن و نیمه ی پر لیوان مارو به لجن کشیدن. حالا تصمیم گرفتیم یه مدت بیخیال درس و مشق بشیم تا این سال دویی های لوس بیان از ما جلو بزنن. چون اصلن حوصله ی شنیدن غرولند اینا رو از پشت سر نداریم.

اینا رو گفتم که بدونید من اینجا رو فراموش نکردم و از این به بعد با قدرت در این جبهه حضور خواهم داشت. از همه ی دوستانی که کامنت دادن صمیانه تشکر میکنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 2:26  توسط آرش |  64 نظر

خیلی از مردم فرق بین توهم و هذیان رو نمیدونن. یا لااقل این دوتا رو جای هم بکار میبرن. اما هذیان به معنی عقیده ی اشتباهیه که با منطق اصلاح نمیشه. مثل همین آقایی که امروز توی مصاحبه بهم میگفت “قصد دارم سازمان ملل رو به ایران بیارم! چه معنی میده اونجا باشه و اینا”. خب طبیعیه که با هشت ساعت مصاحبه کردن و دلیل و مدعا آوردن٬ این بابا از عقیده ی خودش برنمیگرده. ما هم تلاشی برای این تغییر به خرج نمیدیم چون اصولن وظیفه داریم محتوای هذیانی رو نه تکذیب و نه تایید کنیم. بلکه همینجور میخ به طرف نگاه میکنیم تا حرفشو تموم کنه.

ولی توهم یا پریشان پنداری٬ درک بدون محرک حسی تعریف میشه. یعنی اینکه کسی چیزی رو ببینه یا بشنوه یا حتا لمس کنه٬ بدون اینکه واقعن چنین چیزی وجود داشته باشه. درواقع این تعبیر مغز هست که این طور سناریو سازی میکنه. البته نوع توهم در افراد مختلف با هم فرق میکنه. بعضی ها از توهم خودشون لذت میبرن و دوست ندارن اونو از دست بدن. مثل همین بابایی که مبتلا به نوع نادری از توهم به نام Lilliputian Hallucination بود. محتوای توهم بینایی اینا آدمهای ریزی هستن٬ درست مثل فلرتیشیا٬ گلم٬ بانکو و ایگل در کارتن گالیور.

یعنی یه عده آدمهای ریز رو میدید که روی میز گروه ارکستر تشکیل دادن و مشغول نوازندگی هستن. کار این بابا هم شده بود که روی صندلی بشینه و دست زیر چونه به این گروه ارکستر خیره بشه و با حرکت سر همراهیشون کنه. طبیعی بود که به شدت وابسته به توهمش شده بود و اصلن دوست نداشت که با مصرف دارو توهمش از بین بره. این بود که در برابر مصرف دارو مقاومت میکرد و میگفت که یه جور دارو بدین که این آدما نرن. پس اونوقت انتظار داشت با خوردن دارو ما از دوروبرش بریم یعنی؟ البته ما با این درخواست عرصه رو خالی نکردیم و ترجیح دادیم آدم کوچولوها رو محو کنیم. چه معنی میده اون ببینه اما ما نتونیم ببینیم؟ حالا که ما نمیبینیم اونم نبینه! بعدش دیگه فحش بود که نثار ما میکرد مبنی بر اینکه کجا بردین دوستای منو؟

البته همه در داشتن توهم اینقدر خوش شانس نیستن. مورد داشتیم که یه خانم چهل ساله اومده بود و شدیدن عصبانی بود و ظاهرن با یکی بگومگو داشت. بعد فهمیدیم خیلی وقته که با شوهرش درگیری داره و حالا هم دچار توهم شنوایی شده بود. یعنی صدای یه زن رو میشنید که دایم از شوهره تعریف میکرد و کارهای اونو براش توجیه میکرد. بدتر اینکه وقتی خانمه مخالفت میکرد بهش بدوبیراه میگفت. خانم بیچاره هم بیشتر اوقات مشغول گلاویز شدن با توهمش بود. به نظرم این خیلی بده که آدم از توهم خودش ضدحال بخوره. حالا اگه توهم مال یکی دیگه باشه باز تا حدی قابل تحمله. این خانم البته خیلی دلش میخواست از شر این توهم مزاحم خلاص بشه اما نمیدونم چی شد که بعد بیست و چهار ساعت شوهرش اومد و با رضایت شخصی همسرشو ترخیص کرد و برد! یعنی چی تو فکر شوهره بود؟ چه موجوداتی هستن اینا واقعن!

البته برای ما زیاد مهم نیست که طرف از توهمش راضی باشه یا ناراضی. تحت هر شرایطی ما اونو یه چیز زیادی میدونیم که باید برطرف بشه٬ حالا میخواد باشه هاله ی نور یا یه زن سیاه پوست با چشمای کور. اما اون چیزی که ما رو بیشتر نگران میکنه توهم امری هست. یعنی صدایی که به طرف دستور میده چیکار کنه و چیکار نکنه. واقعن نمیدونم این توهم به طور سخت افزاری از کجا منشا میگیره و کی پشت سرشه٬ ولی هرچی که هست چیز خیلی ضایعی محسوب میشه. چون تا حالا ندیدم محتوای این توهم امری٬ خیر متوهم خودشو بخواد. یا به مریض میگه که داروهای خودشو مصرف نکنه چون اینا یه مشت آشغاله٬ یا توصیه میکنه پنجره رو باز کنه و بپره پایین! مشکل اصلی اینجاست که بیمار خودشو متعهد میدونه که از این دستورات توهمی پیروی کنه و معمولن هم اینکارو میکنه. خیلی از جنایت هایی که بوسیله این آدم ها اتفاق میافته تحت تاثیر چنین توهمات ضایعیه.

مثل مریضی که دیروز دیدم. توهم این بابا خیلی با حوصله روشهای مختلف خودکشی رو براش توصیف کرد و ازش خواست که حالا یکی رو انتخاب کنه. اونم سلاح سرد رو انتخاب کرد و قصد داشت با یه چاقو کار خودشو بسازه. در اینجا بود که خواهرش سرمیرسه و طی یه عملیات غافلگیری٬ چاقو رو از چنگش درمیاره. اونوقت توهمش عصبانی میشه و به بیمار دستور میده که اول باید خواهر خودتو خفه کنی و بعد حالا ببینیم چی میشه. اینجا بود که بیمار به خواهرش حمله میکنه و قصد داشت با دستاش اونو خفه کنه. اما با جیغ و داد اون برادر بزرگتر سرمیرسه و بلایی سر بیمار و توهمش میاره که تا چند ساعت همدیگه رو نمیشناختن که کی مال کدومه!

اینجاست که آدم متوجه خطر داروهای روانگردان و توهم زا میشه. چون کاملن باعث صلب شدن اختیار طرف میشن و ممکنه در همون زمان کوتاه جنایتی اتفاق بیافته که تا آخر عمر نشه جبرانش کرد.

حالا که به اینجا رسیدیم بذارید اینو هم بگم که همه ی توهم ها در افراد بیمار دیده نمیشن و افراد سالم هم ممکنه تحت شرایطی توهم رو تجربه کنن. یعنی همه ی ما تجربیات توهمی داریم و کسی نمیتونه بگه من هیچوقت توهم نداشتم مگه اینکه دچار هذیان باشه. من که ترجیح میدم دچار توهم باشم تا اینکه متهم به داشتن هذیان باشم. چون هذیان در هر صورت یه چیز غیر طبیعیه. اما داشتن توهم الزامن به نفع بیماری نیست.

اما معروفترین این توهمات طبیعی حین به خواب رفتن یا بیدار شدن از خواب اتفاق میافتن. برای همه ی ما اتفاق افتاده که حین بخواب رفتن صدایی میشنویم و بیدار میشیم و دنبال منبع صدا میگردیم ولی چیزی پیدا نمیکنیم. یا با صدایی از خواب بیدار میشیم و فکر میکنیم خواب دیدیم.

دومین مورد وقتیه که سطح هوشیاری تغییر میکنه مثلن وقتی کسی در اتاق عمل داره بیهوش میشه یا برعکس داره بهوش میاد. من البته اینو تجربه نکردم ولی شنیدم کسایی میگن که مثلن حین بهوش اومدن مادربزرگ خودمو دیدم در حالیکه سالها پیش فوت کرده بود. یا خودشو خیلی سبک احساس میکرد و با بهوش آمدن دوباره سنگین شد. این جور توهمات در افراد عادی دیده میشه و نشانه ی بیماری نیست.

مورد سوم وقتیه که در محیطی قرار بگیرید که محرک های حسی شدیدن کم شده باشن. مثلن یه محیط خیلی تاریک که هیچ صدایی هم بگوش نرسه. اینجاست که مغز وقتی با کمبود محرک مواجه میشه برای خالی نبودن عریضه٬ خودش سرخود صدا و تصویر درست میکنه.

مورد چهارم هم در شرایط اضطراب یا ترس خیلی شدیده که ممکنه صدایی بشنویم یا چیزهایی رو ببینیم یا حتا لمس کنیم که وجود خارجی ندارن.

بنابراین اگر فقط در این شرایطی که توصیف کردم دچار توهم شدید میتونید به خودتون امیدوار باشید که هنوز از سلامت روان برخوردارید و جای نگرانی نیست. حالا شما هم اگر تجربه ی توهمی دارید یا داشتید برامون تعریف کنید فکر میکنم برای بقیه جالب باشه.

برترین جراح مغز و اعصاب آکادمی جهانی جراحان مغز و اعصاب جهان در سایت رسمی خود اعلام نمود که این آکادمی چهره ماندگار پزشکی ایران و جهان پروفسور مجید سمیعی را به عنوان برترین دانشمند و جراح مغز واعصاب جهان و برنده جایزه این آکادمی با عنوان Golden Neuron Award در سال 2014 انتخاب نموده است.

به گزارش گروه علمي،‌ پزشكي باشگاه خبرنگاران، این جایزه طی یک مراسم رسمی در تاریخ 11 اکتبر سالجاری در شهر وین و با حضور مقامات رسمی کشور اتریش و اساتید طراز اول جهان در رشته جراحی مغز واعصاب به پروفسور مجید سمیعی اعطاء شد.

لازم به ذکر است،ماه گذشته نیز طی مراسمی رسمی نشان علمی کشور قزاقستان و استادی افتخاری دانشگاه آستاراخان به پروفسور سمیعی اعطاء گردید و از وی جهت آموزش جراحان مغز و اعصاب این کشور دعوت به عمل آمد.

گفتنی است؛آکادمی جهانی جراحان مغز و اعصاب جهان در سایت رسمی خود اعلام نمود که این آکادمی چهره ماندگار پزشکی ایران و جهان پروفسور مجید سمیعی را به عنوان برترین دانشمند و جراح مغز واعصاب جهان و برنده جایزه این آکادمی با عنوان Golden Neuron Award در سال 2014 انتخاب نموده است.

پروفسور مجید سمیعی پر افتخارترین جراح ایرانی میباشد که دهها جایزه و مدال علمی بین المللی را در زمینه گسترش مرزهای دانش در حیطه علوم مغز واعصاب به دست آورده است.

همچنین در سال 2013 نیز از طرف نشریه معتبر ورلد نوروسرجری به عنوان برترین جراح مغز واعصاب جهان در سال 2013 انتخاب و دهها استاد و جراح تراز اول جهانی در خصوص خدمات شایان توجه وی به رشته جراحی مغز واعصاب در شماره ویژه این نشریه که به مناسبت انتخاب وی به عنوان جراح برتر جهان در سال 2013 انتشار یافت مقالات متعددی را به چاپ رساندند.

برای دیابت مرتبط با استرس درمان فردی موثر است

streess برای دیابت مرتبط با استرس درمان فردی موثر است

پژوهشگران درمانی را برای بیماری دیابت  نوع دو بوجود آوردند  که مکانیزم بیماری را نشانه قرار می دهد، این درمان مثل معالجات امروزی نیست که تنها  نشانه های بیماری را نشانه قرار می دهند.

دانشمندان برای اولین بار از دانش مربوط به مشخصات خطر ژنتیکی هر بیمار برای درمان دیابت استفاده نمودند، این نوع درمان به طور کامل موجب بازیابی توانایی ترشح انسولین که به دلیل خطر ژنتیکی دچار اختلال شده بود، می گردد.

محققان دانشگاه Lund در سوئد در حال بررسی این نوع درمان بروی بیماران مبتلا به دیابت نوع2 هستند. این مفهوم که درمان فردی و اختصاصی برای هر بیمار براساس پروفایل خطر هر فرد انجام شود دارای پتانسیل زیادی است، به گفته ی دکتر Rosengren  نتایج این تحقیق نشان می دهد این کار احتمالاٌ موجب مسدود شدن تأثیرات یک ژن خطر ساز رایج برای دیابت نوع دو می شود.

نقطه ی عطف این تحقیق مقاله ای است که در مجله ی Science  در سال 2009 منتشر گردید.

در آن زمان چندین گروه تحقیقاتی از دانشگاه Lund  یک واریته ی ژنی مشترک را در میان افراد مبتلا به دیابت نوع2 کشف کردند که موجب حساسیت سلولهای تولید کننده  انسولین به هورمون استرس می شد. ادامه ی این تحقیقات نشان داد داروی Yohimbin  که برای چندین سال از آن استفاده نشده بود به طور موثری از اثرات مخرب این ژن درحیوانات آزمایشگاهی و همچنین در آزمایشاتی که بروی سلولهای بتای انسانی انجام شده بود، جلوگیری می کند.

هنگامیکه از داروی Yohimbin  استفاده شد ظرفیت ترشحی انسولین بهبود یافت. این واریته ی ژنی در میان افراد دیابتی شایع است، 30 درصد از جمعیت حامل آن هستند و این ژن در میان بیشتر بیماران مبتلا به دیابت نوع2 وجود دارد برای مثال از میان 400 هزار نفر مبتلا به دیابت نوع2 در سوئد، 40 درصد آنها حامل این ژن هستند.

دکتر Renstrom  می گید: در حقیقت این داروی قدیمی این سفر را خیلی سریع پیموده است، این ماده در حال حاضر برای بررسی ایمنی و تایید استفاده از آن، در حال بررسی است. با توجه به شناخت مکانیسم بیماری و شناخت روش خنثی کردن آن واضح است که قدم بعدی آزمایش آن بر بیماران است.

در این مرحله دانشمندان از 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع2 ثبت نام کردند، 21 نفر از آنها حامل این واریته ی ژنی نبودند در حالیکه سایرین حامل این ژن بودند. از تمام این افراد آزمایش تحمل گلوکز خوراکی گرفته شد که نشاندهنده ی میزان ترشح انسولین در پاسخ به مقدار اضافه ی قندخون است. نتایج قابل انتظار بود، ترشح انسولین در افرادیکه حامل این ژن خطر بودند 25 درصد بدتر از سایر بیماران بود.

پس از آن، به تمام شرکت کنندگان در این تحقیق یا داروی Yohimbin  یا پلاسبو در سه موقعیت مختلف داده شد و ترشح انسولین آنها مجدداٌ مورد بررسی قرار گرفت.

دکتر Rosengren  می گوید: داروی Yohimbin  تأثیر این ژن خطر را خنثی کرد ظرفیت ترشح انسولین در حاملین این ژن خطر، پس از مصرف دارو مشابه با افراد فاقد این ژن گردید.

دکتر Rosengren  می گوید برای کاهش عوارض جانبی این دارو باید در آن تغییراتی ایجاد شود. در این مورد دارو موجب افزایش فشار خون می شود و ما نیاز به استفاده ی همزمان از دارویی داریم که از افزایش فشار خون جلوگیری می کند. این ماده قبل از استفاده به عنوان یک دارو در کلینیک باید بروی بیماران آزمایش شود. صرفاٌ به لحاظ نظری، این دارو برای 40 درصد از بیماران مبتلا به دیابت نوع2 که حامل این واریته ی ژنتیکی هستند، موثر است.

دلیل اصلی مشکلات چشمی ژنتیک است

maindiabetes 600x450 دلیل اصلی مشکلات چشمی ژنتیک است

 اشخاص تا پیش از ۱۸ سالگی جراحی اصلاح شماره چشم انجام ندهند. عیوب انکساری که به کدر دیدن در اشخاص می انجامد معمولا به 3  دسته تقسیم می‌شوند؛ یک دسته کلا انحنای قرنیه و شماره چشمشان در همه کانونهای  چشم  به طور یکسان یا کاهش یا افزایش یافته است که خود این گروه به 2 دسته تقسیم می‌شوند.

 دسته اول گروه اول کسانی هستند که قدرت چشمشان افزایش پیدا کرده است که می‌تواند عللی داشته‌باشد همچون افزایش قطر چشم یا افزایش انحنای قرنیه که به این افراد نزدیک بین گفته می‌شود که در این افراد قدرت چشم افزایش پیدا کرده است. با تجویز عدسی و عینک قدرت چشم فرد را کاهش می‌دهیم تا فرد به صورت معمولی دید دور را نیز داشته باشد.

 دسته دوم گروه اول کسانی هستند که قدرت چشمشان به عللی مانند افزایش قطر چشم یا افزایش انحنای قرنیه کاهش پیدا کرده است که به این افراد دوربین گفته می‌شود که این افراد با اینکه در دوربینی مشکل دارند ولی در نزدیک بینی مشکل بیشتری دارند زیرا افراد به طور طبیعی قدرتی که برای دید نزدیک می‌خواهند باید بیشتر از دید دور باشد.

 در این افراد باید این توانایی پایین برای دید نزدیک را با دادن عینک و لنزهایی جبران کنیم تا فرد بتواند دور و نزدیک را بهتر ببیند پس گروه اول افرادی هستند که یا قدرت چشم در آنها افزایش یافته است و یا کاهش یافته است.

 گروه دوم افرادی هستند که در چشم که متشکل از بی‌نهایت محور است، در یک محور قوی و در محور دیگر ضعیف هستند که این افراد آستیگمات هستند که باید دیدشان در محوری خاص تقویت شود ضمن اینکه هم دید دور و هم نزدیک در این افراد ضعیف است که برای اصلاح لنزهای مخصوصی استفاده می‌شود که قدرت یک محور را کاهش و محور دیگر را افزایش می‌دهد تا افزایش و کاهش طبیعی چشم را خنثی کند.

 گروه سوم عیوب انکساری افرادی هستند که مخلوطی از این موارد را دارد یعنی تمام قدرت چشم افزایش یافته و نزدیک بین است ولی در یک محور قدرت چشم بیشتر یا کمتر از معمول است یعنی یا آستیگمات و دوربین همزمان یا آستیگمات و نزدیک بین همزمان است.این چشم‌پزشک خاطرنشان کرد: بنابراین افراد بر اساس قدرت چشم و قدرت‌های محور چشم به 3 گروه تقسیم شدند که بر اساس نوع دید لنزهای مورد نیاز تجویز می‌شود تا مشکل دید دور و نزدیک به طور کلی حل شود.وی افزود:برای اصلاح دید این افراد روش‌هایی وجود دارد که سال‌های متمادی به کار رفته است که عینک است، یعنی با لنزهایی که ساخته می‌شود و دارای قدرت یکسان در تمام محور و یا قدرت گوناگون در محورها است، اصلاح دید این 3 گروه انجام می‌شود.

دومین راه استفاده از لنزهای تماسی است که این لنزهای تماسی می‌تواند دوربینی، نزدیک بینی و آستیگماتیسم را تا درجات خاصی اصلاح کند که به دو نوع سخت و نرم تقسیم می‌شود؛ لنزهای تماسی نرم کمتر می‌تواند آستیگماتیسم را پوشش دهد و لنزهای تماسی سخت بیش‌تر توانایی اصلاح آستیگماتیسم را دارد.این چشم‌پزشک گفت: روش سوم استاندارد اصلاح دید روش جراحی است که در این روش لیزر برای اصلاح دوربینی، نزدیک بینی و آستیگماتیسم به کار می‌رود که بر اساس مطالعات درمان نزدیک بینی با لیزر بالاترین درصد موفقیت را دارد و در درجه بعد اصلاح دوربینی و در درجه آخر آستیگماتیسم و دوربینی مخروطی درصدی از موفقیت را دارد.

 به همین دلیل افراد نزدیک بین که بخش عمده ای از جامعه را تشکیل می‌دهند بیشترین سود را از عمل‌های جراحی لیزر می‌برند در صورتیکه افراد دوربین و آستیگمات در صورت جراحی یا درجاتی از مشکلات دید را خواهند داشت و یا اینکه در کل کاندیدای مناسبی نخواهند بود.بهمنی افزود: تمامی‌روش‌های موجود با عناوین مختلف مانند لازک، لیزیک، PRK پی آر کی، اپیی لیزیک، سنتولیزیک پایه ای جزو لیزر اگزایمر است و تفاوت نام‌ها به علت مرحله اول جراحی است نه خود لیزر تراپی یعنی تفاوت در برداشتن،‌تراشیدن یا فلپ تهیه کردن سلول‌های قرنیه است.این چشم‌پزشک گفت: علت اصلی تمام عیوب انکساری ژنتیک است و موارد اکتسابی هنوز قطعی نشده است با اینکه گفته شده است افرادی که مطالعه می‌کنند، قالی می‌بافند و در کل کارهای نزدیک بینی انجام می‌دهند نزدیک بین خواهند شد که هنوز ثابت نشده است.

 مستند نیست که آیا این افراد از ابتدا نزدیک بین بوده‌اند و سپس کار مورد نظر را انتخاب کرده‌اند یا اینکه به علت انجام این کار نزدیک بین شده‌اند ولی عمده چیزی که شواهد نشان می‌دهد بحث ژنتیک است بنابراین چیزی به نام پیشگیری ازعیوب انکساری وجود ندارد.بهمنی خاطرنشان کرد: اصلاح عیوب انکساری در کودکان و بزرگسالان متفاوت است بدین نحو که در کودکان بیشتر تمایل به استفاده از عینک است ولی در بزرگسالی که شماره‌ها ثابت می‌شود و افراد از عینک زدن ناراضی هستند تمایل به استفاده از لنزهای تماسی و جراحی بروز می‌کند.

 نزدیک‌بینی ژنتیکی است و معمولا در 18 سال اول تغییرات شماره چشم وجود دارد و به همین علت ما توصیه می‌کنیم جراحی چشم را به سنین پس از 18 سال موکول کنند چرا که تا 18 سالگی به علت رشد، تغییرات در چشم ایجاد می‌شود که اکثرا به سمت افزایش نمره چشم پیش می‌رود ولی مواردی دیده می‌شود که بدون عامل ژنتیک افراد نمره چشم پیدا می‌کنند که در طول زمان کاهش یافته و از بین می‌رود.وی گفت: پس از 18 سالگی نباید افزایش شماره چشم را داشته باشیم مگردر بستر بیماری خاص که در پروسه بیماری مورد نظر قرار می‌گیرند مانند قوز قرنیه و برای کنترل شماره چشم در این گونه افراد باید بیماری را کنترل و درمان کنیم.

 کسانی که بیشتر کار کامپیوتر و مطالعه می‌کنند به درجات پایین نزدیک‌بینی مبتلا می‌شوند زیرا چشم به کار نزدیک عادت می‌کند حال اگر این فرد برای چند ماه به چشم خود استراحت داده و یا به دور نگاه کند مشکل نزدیک بینی حل می‌‌شود.این چشم‌پزشک تصریح کرد: برای مثال افرادی که برای مدت طولانی درس می‌خوانند برای مثال کنکور‌ی‌ها در آستانه کنکور به درجات نزدیک بینی مبتلا می‌شوند ولی چند ماه پس از کنکور در صورت استراحت شماره چشم از بین می‌رود.بهمنی خاطرنشان کرد: تفاوتی برای نزدیک بینی در زن و مرد دیده نشده است ولی درباره نژادها باید گفت، نژاد زرد بیش از نژادهای دیگر به نزدیک بینی مبتلا می‌شوند.

دکتر سلام-دویدن پاسخ به تمام مشکلات  از جمله سلامت روانی و عاطفی  فیزیکی و حتی  در پیشگیری از بیماریها  کمک می کند.با دویدن  مقدار زیادی کالری می سوزاید. مقدار زیادی انرژی مصرف میکنید و  وزن ایده آل خود راحفظ میکنید.

میزان خون، قند و فشار خود را نرمال نگه می دارید. ورزش یکی از بهترین راه ها برای کاهش فشار خون به طور طبیعی و کنترل کلسترول بالا و قند خون است.

دویدن  خطر ابتلا به حمله قلبی را کاهش می دهد. قلب را تقویت کرده و جریان  خون و اکسیژن  رسانی را در سراسر بدن به کار می اندازید

با دویدن استخوان ها قوی شده.  و دیگر ورزش های سنگین  عضلات را تقویت کرده و  تراکم استخوان را افزایش میدهد، که باعث پیشگیری از پوکی استخوان می شود

دویدن همچنین سطح انرژی  را افزایش  میدهد. ، راه بسیار خوبی برای افزایش انرژی  و حفظ سطوح انرژی  در طول روز است.

عزت نفس و اعتماد به نفس را تقویت میکندت رسیدن به یک هدف غالبا اعتماد به نفس را افزایش می دهد. به ویژه  اگر م نظور از دویدن رسیدن به  یک هدف خاص، مانند دویدن برای رسیدن به ماراتن باشد

دویدن  راه بسیار خوبی برای دور شدن از کار یکنواخت روزانه است. فرصت برای کشف مناطق مختلف و زمان تفکر
بسیاری از ماراتن ها  به نفع سازمان های خیریه و مواردی مانندکمک به بلایای طبیعی انجام میشود که کمک بسیار خوبی است.

شما می توانید به صورت گروهی بدوید. به عنوان بخشی از گروه و یا باشگاه و یا در ماراتن،  در این روش فرصت زیادی برای پیدا کردن دوست وآشنایی با آنها نیز دارید

بهداشت روان: 20 راه برای داشتن تفکری شاد

دکتر سلام-بسیاری از ما بر این باوریم که  با پول می شود همه چیز خرید.  ولی برای  یک ارتباط درونی باید تناسب ذهنی خوبی داشته باشیم .بسیار ثروتمند و پولدار باشید ولی، یک خانواده خوب، یک دوست خوب نداشته باشید آیا  این کار امکان دارد؟،  دکتر جان آنسیمی ، روانشناس  بیمارستان کلمبیا آسیا،  20  راه  بر ای این کار بیان کرده است  حتی برای تناسب ذهنی،  هم شما نیاز به  آرامش ذهنی دارید. در عصر دیجیتال امروز، بسیاری از ما بازی های مختلف بر روی تلفن هایمان داریم.  سعی کنید   با بازی ذهن و مغز خود را فعال نگه دارید. ترجمه و پازل ذهن را خلاق میکند. انواع مواد غذایی سالم به رژیم غذایی خود اضافه کنید. اطمینان حاصل کنید که  اضافه کردن مقدار زیادی  میوه، سبزی، مغزها و غلات،مغز را تقویت میکند


ترک سیگار بسیار مهم است چون با کشیدن سیگار پیر می شوید. سعی کنید عادتهای بد را ترک کنید تا مغز فعال شود
خود را هیدراته نگه دارید،  به اندازه کافی آب بنوشید تا سموم بدن از بین برود
ورزش  گردش خون  را تقویت کرده و مغز را فعال نگه میدارد
اگر احساس می کنید نیاز به مشاوره پزشکی،دارید خجالت نکشید

سعی کنید با دیگران معاشرت کنید چون تنهایی  باعث بروز افسردگی می شود. ملاقات با دوستان و گذراندن وقت با خانواده بسیار مهم است.
اگر  هر نوع دارو برای هر بیماری مصرف میکنید، لازم است از دکتر درباره تاثیر دارو بر روحیه تان بپرسید
سعی کنید یوگا و مدیتیشن،انجام دهید چرا که انسان را آرام میکند
خواب کافی داشته باشید. سعی کنید 7-8 ساعت در هر شب بخوابید
با خانواده و دوستان، شاد باشید و لحظلات خوبی بگذرانید
فعالیت های جدید  مغز را فعال نگه می دارد.
مقابله با استرس  در سلامت جسمی و روانی تاثیر دارد

در زمان خواب همه  وسایل سرگرم کننده را دور از خود نگه دارید
 راه رفتن در طبیعت،ذهن را فعال میکند
تماشای فیلم  و گوش دادن به موسیقی  خلق و خوی شما را بهبود می بخشد و از افسردگی جلوگیری میکند

تمرکز بر موارد مثبت در زندگی  دورنگه داشتن افکار منفی
خنده ورزشی برای عضلات صورت، و یک تقویت کننده انرژی طبیعی است. پس سعی کنید بخندید

 

 

تصویب الگوی اولیه پژوهشکده و مراکز تحقیقاتی در جلسه شورای گسترش حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی

مراکز تحقیقاتی علوم پزشکیدر جلسه شورای گسترش حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی که در روز سه شنبه 6 مهرماه سال جاری در سالن جلسات حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار گردید تسهیل راه اندازی مراکز تحقیقاتی با توجه به توانمندی های واحدهای مجری علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی فراهم گردید.

دکتر استاد رئیس مرکز توسعه پژوهش، فناوری و نوآوری در این جلسه با اشاره به الگوی جامع پژوهشکده و مراکز تحقیقاتی حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: مراکز تحقیقاتی پیشنهادی برای پژوهشکده های مجموعه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی طراحی و طبقه بندی شده است و واحدهای مجری علوم پرشکی دانشگاه آزاد اسلامی می توانند با توجه به الگوی حاضر درخواست خود را مبنی بر راه اندازی این مراکز اعلام دارند و پیشنهادات و اصلاحات خود را به این مرکز پس از ابلاغ آن ارسال نمایند.

رئیس مرکز توسعه پژوهش، فناوری و نوآوری علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در خصوص این مراکز بیان داشتند: مراکز تحقیقاتی باید به سمت خودکفایی بروند و مراکزی که به تصویب می رسند تحت نظارت مرکز پژوهش، فناوری و نوآوری می باشند.

وی در خصوص توجه به مجازی بودن مراکز تحقیقاتی گفت: سایت جامع شبکه آزمایشگاهی در دست راه اندازی می باشد که کلیه مراکز تحقیقاتی و پژوهشکده های مصوب حوزه علوم پزشکی در این سایت قرار می گیرند و ارتباط بین این مراکز و ارائه خدمات از این طریق میسر می گردد.

دکتر لاریجانی، قائم مقام رئیس دانشگاه در علوم پزشکی در این جلسه با تاکید بر اهمیت راه اندازی این مراکز تصریح کرد: مراکز تحقیقاتی بدنه پژوهش را مستحکم می کند و نگاه جدیدی در دانشگاه آزاد اسلامی است. ما در سطح کشور در این خصوص دچار آسیب هستیم و مسیر راه به درستی مشخص نبود.

قائم مقام رئیس دانشگاه در علوم پزشکی با طرح پرسش در مورد اینکه چگونه دانشگاه آزاد که 40 درصد آموزش کشور را برعهده دارد تا کنون مرکز تحقیقاتی مصوب ندارد، گفت: ما در کل کشور می خواهیم این کار صورت گیرد بنابراین اگر همه پتانسیل ها با هم جمع گردد، موجب یک ارزش افزوده برای دانشگاه آزاد خواهد شد.

دکتر جمال الدینی، مسئول امور نخبگان و استعدادهای درخشان حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در خصوص نقشه راه و الگوی جدید مراکز تحقیقاتی و به طور کلی در علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی اظهار داشت: حفظ یکپارچگی در بین واحدها به عنوان یک دانشگاه، تکلیف قانونی مبنی بر توسعه هدفمند بر اساس آمایش، جلوگیری از آزمون وخطا، ضرورت سیاستگذاری و توجیه فعالیت در مرز دانشی، ایجاد گفتمان جهت ارتباط بین المللی و توسعه بر اساس نیاز به همراه خلاقیت از جمله ضرورتهایی است که در نقشه راه باید مد نظر قرار گیرد.